شناخت سبکهای هنری یک امر فانتزی نیست، یک سازه اصلی در خلاقیت هنری است. سبکهای هنری، نمایشگاه چگونگی دریافتهای هنرمند از طبیعت است. به این معنا شناخت سبکهای هنری نه فقط برای هنرمندان و هنردوستان بلکه برای عموم افرادی که میخواهند قوای خلاقه خود را پرورش دهند و بدانند که بخش بزرگی از تاریخ و تمدن انسانی چگونه به این مهم پرداخته یک آموزه کمنظیر تلقی میگردد. این دوره به ما کمک میکند که در کنار فراگیری ویژگیهای سبکهای هنری در دورههای متفاوت مبانی معرفتی پیامآوری و آیندهنگری را به ما بیاموزد.
این دوره در چهار بخش اساسی به بررسی چالشهای اساسی در سبکشناسی خواهد پرداخت که در ادامه این چهار بخش به همراه پالسهای آن معرفی میشوند:
کلاسیک
بیان اولین فهمها و زبانهای هنری انسان در چگونگی ارتباط ساده و بیپیرایه هنرمند با طبیعت چگونگی بازسازی فهمهای گذشته در امروز و چالشهای امروزی در برخورد با نگاه کلاسیک
مدرن
چالش هنرمند با انسان نو و زندگی نو و ضرورت روزآمد کردن نگاه و بیان هنرمند ضرورت بازآفرینی ارزشها
کیفیت معنیبخش به عناصر جدید
پست مدرن
میزان پایداری ارزشها در ادراک و ارائه هنری میزان پذیرش تغییر در جهت ارتباط
ضرورت درک کافی از تجربههای علمی و عملی یافتن اصول خاص و قابل تمرکز
هنر هزاره سوم
ورود به دنیای سیال سبکهای هنری در هر زمان اقتضائات ویژه و خاص خود را دارد. در هزاره سوم، فصلی بزرگ آغاز شده، روحی جدید موجودیت یافته و باید جوابگوی نیازهای امروز بود. لذا انگارههای جدیدی باید در ارائه یک سبکشناسی موفق مورد نظر باشد. انگارههایی از قبیل:
- در عصر سرعت اطلاعات، تکنولوژیهای دیجیتال و کوانتومی، ماهیت و هدف خلاقیت هنری دگرگون شده است. ضرورت درک هنرمند از استراتژی تغییر در طبیعت و چگونگی شناخت فرم تغییرات
- سازههای اصلی سکوهای نوآوری در راستای حفظ توازنانرژی و توان خلاقیت آثار هنری دیگر شمایلهای مستقر و بیحرکت نیستند، بلکه زمینهای برای تکوین سامانههای پویا به حساب میآیند.
- هنر خود را از قید و بند شیوههای تجسمهای بسیار قطعی و عینی رها ساخته، تبادل آنی دادهها جایگزین شیوههای سنتی حرکت شده است.
- سبکهای امروزی نه در قالب دیدگاههای خطی متعارف بلکه در قاب ملزومات زمان به آنچه میخواهند از طریق راههای چند لایه اطلاعاتی میرسند.
شاید هنر امروز بیشتر به آرایش فضای بین پدیدهها و فضاسازی بین مفاهیم میاندیشد تا اسطوره کرده فرمهای ایدهآل.
استراتژی ما بهجای تلاش بیهوده برای اعتبار بخشیدن به فکر و متد گذشتگان، باید معطوف به چالشهای فرا روی هنر امروز، فرصتها و موقعیتهای آن به منظور حضور مؤثر هنرمند در زمان باشد. هنر تعریفی جدید یافته است و به سرمایهگذاری تجربی، عقلانی و احساسی انسان در زمینه یک هندسه معرفتی و توپولوژیک درآمده است.
ما فضای گسترده و فراگیری پیش رو خواهیم داشت چون هوش مصنوعی میرود تا جای خود را در تمامی عرصههای انسانی و بدیهتاً هنر باز کند و به عنوان یکی از پذیرفتهترین اشکال تولید هنر معرفی شود. ما باید آماده برخورد با تبعات انقلاب هوش مصنوعی باشیم.
باید بتوان نمایی از فرصتهای هنری در نگاههای هوش مصنوعی را مد نظر قرارداد. باید بیشتر از هر چیز به آنچه آینده به بار خواهد آورد بیندیشیم.
ایدههای مولد، مفاهیم متضاد، انگارههای قوی و ضعیف، حقیقت و مجاز همه در سبکهای امروزی به صف درآمدهاند. در سبکشناسی امروز به قلمرویی پا میگذاریم که فرمت و اندیشههای متکثر و ابتکاری در آن بیشمار است.
هنرمند صاحب سبک انسان حیران و خستهای نیست که اثرش سرگردانی و ملالت به بار بیاورد. آثار هنری که از روی اصول فراهم شده باشد مخاطب را به تفکر وامیدارد و هنرمند میداند اگر از قابلیتی در یک اثر فروکاسته شود آن اثر فلسفه وجودیش را از دست خواهد داد. جهان امروز به هنرمندان و اندیشمندان پیامآور و آیندهنگر نیز مبرم دارد.
این دوره به ما کمک میکند که در کنار فراگیری ویژگیهای سبکهای هنری در دورههای متفاوت مبانی معرفتی این پیامآوری و آیندهنگری را به ما بیاموزد.
در ترم سوم در ادامه هنر مدرن و پست مدرن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.